یادداشتهای یک مالیخولیایی
اجتماعی-عاشقانه
پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385
ورق پاره های عشق

 

 این شعر رو یادت میاد ؟ زیر کارت تبریک تولدت نوشته بودم.

یادم نیست از کی بود.ولی وصف حالم بود.

با این جمله که"تقدیم به کسی که الهام بخش تمام معنی عشق است"

دوباره برات مینویسم تا دوباره به یادم باشی!

 

عشق یعنی با تو خواندن از جنون ،

عشق یعنی سوختنها از درون

عشق یعنی سوختن تا ساختن ،

عشق یعنی عقل و دین را باختن

عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،

عشق یعنی گم شدن در باغ دل

عشق یعنی تو ملامت کن مرا،

عشق یعنی می ستایم من تو را

عشق یعنی در پی تو در به در ،

عشق یعنی یک بیابان درد سر

عشق یعنی با تو آغاز سفر ،

عشق یعنی قلبی آماج خطر

عشق یعنی تو بران از خود مرا ،

عشق یعنی باز می خوانم تو را

عشق یعنی بگذری از آبرو ،

عشق یعنی کلبه های آرزو

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد،

عشق یعنی دل سپردن تا ابد

عشق یعنی سروهای سر بلند،

عشق یعنی خارها هم گل کنند.

عشق یعنی تو بسوزانی مرا،

عشق یعنی سایه بانم من تو را

عشق یعنی بشکنی قلب مرا،

عشق یعنی می پرستم من تو را

عشق یعنی آن نخستین حرفها،

عشق یعنی در میان برفها!

عشق یعنی یاد آن روز نخست،

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست.

عشق یعنی تک درختی در کویر،

عشق یعنی عاشقانی سر به زیر

عشق یعنی بگذری از هفت خان،

عشق یعنی آرش و تیر و کمان.  

عشق یعنی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 16715