یادداشتهای یک مالیخولیایی
اجتماعی-عاشقانه

آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 20 دی ماه سال 1388
هزاران آرزو

 

یگانه ترینم... 

 

مرا هزار آرزوست 

 

و آن هزار...          تویی!


سه شنبه 1 دی ماه سال 1388
ورق پاره های بهانه

 بیشتر از آن که فکرش را کنی...با من هستی!

با وجود آن که سایه ای بیش از تو نمیتوانم لمس کنم.

و صدایت ...که اگر چند روز نشنوم دوباره حالم بد میشود.

مثل اکنون که شب یلداست...و... دوباره حالم بد است و بیخود بهانه میگیرم.

هیچ کس نمیفهمه چرا؟

اما خودم خوب میدانم چه به روزم آمده ...


شنبه 28 آذر ماه سال 1388
رسوا

 

  بامدادان از پی شبی دراز 

 

 آواز خروسی میشنوم       از دور دست 

 

 و با سومین بانگش درمیابم       که... 

 

 رسوا شده ام.! 

 

 

                        مارگوت بیکل


سه شنبه 13 مرداد ماه سال 1388
ورق پاره های آرزو

 

 از دیروز این چندمین باراست که مژه هایم می افتند روی پلکهایم

دارم کلی ذوق میکنم برای این ریزش مژه ها!

مادربزرگ میگفت اگر مژه کسی بیافتد یعنی مسافری درراه دارد...

آخرین باری که دیدمت یادت هست؟ توی ماشین نشسته بودیم؛ همانروزکه من

ته دلم میخواست بوسه بارانت کنم.ولی نشد! یا نخواستم یا نتوانستم ...

میدونی چیه؟

پیش از تو همه آرزوها برایم محال بودند.

ولی حالا به همه محالات فکر میکنم  و گاه فکرمیکنم،

شاید آن مسافر تو باشی!


شنبه 10 اسفند ماه سال 1387
ورق پاره های عشق

 

و عشق، صدای فاصله هاست...

صدای گامهای توست که نزدیک و نزدیک تر میشود.

عشق گرمی نفسهای من است ، روی گونه های خیس تو

عشق نگاه خیره من است ،به نا کجا آباد فاصله مان.

عشق فریاد چشمان من در سکوت محزون بغض فشرده ی گلوی توست.

عشق دستان یخ زده ی من است، مابین انگشتان گرم و زیبای تو 

عشق بوسه گرم من است، بر دست مهربان تو

عشق تحمل تمام این دلتنگیهاست...تحمل بی تو بودنها!

عشق تمام من است ...نیاز با تو بودنها!


سه شنبه 10 دی ماه سال 1387
ورق پاره های تولد

 

دیروز سالمرگ یکساله قبلی زندگی من بود.چرا باید این روز

با بقیه روزها فرق داشته باشه؟

وقتی که شـــمعها رو فوت میکردم ، بهم گفتی یه آرزو کن !

ولی من با خودم گفتم: آرزوی من هرچقدر هم که  دور و دراز

 باشه باز هم به طبع بلـند تو نمیرسه.


دوشنبه 27 آبان ماه سال 1387
خواهش

تمام روز از میان گِل سخت
خیش آهنین را

                 
به دنبال می‌کشد

و شب خسته و
ناتوان
                 
به خواب می‌رود
.

همسر جوانش شب دیگری را کام ناگرفته
                 به بستر می‌رود،
و فصل بارانی را 
                 نفرین می‌فرستد...


چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
ورق پاره های صفر

فکر میکنی این دفعه چندمه که داری قهر میکنی؟

فکر میکنی این دفعه چندمه که من باید نازت رو بخرم؟

فکر میکنی این دفعه چندمه که دوبار باید غرورم رو بشکنم؟

فکر میکنی این دفعه چندمه که من باید خودم رو به در و دیوار بزنم تا از من دلخور نشده باشی؟

کاش میشد دیگه  اینطوری نشه! اما همیشه یک اتفاق همه چیز رو 

 به هم میریزه! و ما رو دوباره برمیگردونه به نقطه صفر ، به منطقه مرده!


   1      2      3      4      5      6      7      8    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
دی 1388
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28132

lt;br> Omide-.Blogfa

پرنوشتی از جدیدترین کدهای آهنگ و کد آهنگ تقدیر از شادمهر

loop="-1">